جزیره من

یادگیرنده مادام العمر

جزیره من

یادگیرنده مادام العمر

جزیره من

اینجا جزیره اختصاصی منه:) اینجا از خاطرات دانشجویی تا خاطرات تدریس تا مطالبی که در مورد رشد و توسعه فردی هستش و برام جالبن رو مینویسم گاهی اوقات هم دلنوشته ؛)

آخرین نظرات

1. امروز برگه‌های امتحانات نوبت اول دانش‌آموزان رو برای اعتراض بهشون دادم، گفتم یه صندلی بدون استفاده بیارین کنار میز معلم بزارید، بعد سؤالاتتون رو با پاسخنامه بهتون میدم مقایسه کنین اگه اعتراض داشتید بگین. (این شیوه رو دوست داشتم) اما از سال‌های بعد دیگه حوصله اینکارها رو ندارم، حتی نمراتشون هم نمیگم، میگم توی سایت ببینید.

2. این ترم دیگه تصمیم گرفتم روش تدریس های قدیمی رو کنار بزارم و از روش های تدریس جدید استفاده‌ کنم، به این صورت که از روش تدریس یادگیری معکوس استفاده کردم و به دانش‌آموزان میگم بیاین ارائه بدین و اینکه دیگه میخوام کم کم عادت سوال گفتن به دانش‌آموزان رو کنار بزارم و توضیح بدم درس رو. (از متوسطه اول شروع کردم رسیدم به متوسطه دوم) تدریس و روش سخنرانی به نفع خودمم هست وقتی زیاد توضیح بدم هم فن بیانم هم بیشتر تقویت میشه هم اعتماد به نفس بیشتری میگیرم.

3. مدیر مدرسه بهم گفت که: فکر کنم برگه‌ها رو ریز تصحیح می‌کنید، نه؟ گفتم راستش بادقت تصحیح می‌کنم و مطابق پاسخنامه. (راستش نمره کیلویی نمیدم) اما از اینکه انتقاد کرد، ناراحت شدم، تصمیم گرفتم از هیچ کسی انتقاد نکنم چه محل کار چه زندگی.

4. احساس می‌کنم‌ برای اینکه کلاسم خشک و خیلی رسمی نباشه با دانش‌آموزان شوخی می‌کنم اما اون‌ها جنبه ندارند به هیچ عنوان نباید با دانش‌آموزان شوخی کرد حتی نباید لبخند زد، با لبخند و شوخی نمیشه کلاس رو اداره کرد، اداره خوب کلاس از جدی بودنه.

5. امسال یه بین تعطیلی داشتیم دانش‌آموزان هم خودشون تعطیل کرده بودن، من که نمیدونستم وقتی رفتم دیدم هر کلاس 3 نفر هستن، درس ندادم مدرسه رو تعطیل کردن و بقیه رفتن خونه، اما یکی از همکاران گفت نباید برید خونه ممکنه از اداره بیاین بازدید، شما حتی برای اون چند نفر درس بدین و بقیه ضرر کنن نه دانش‌آموزانی که اومدن، حتی اگه هیچ کس نبود روی تخته کلاس درس بدین عکس بگیرید بفرستین توی گروه که تدریس کردین و وظیفه تون رو انجام دادین و نه کم کاری نکردین و نه درستون عقب میمونه.

6. باید منفی های درسی رو از انضباطی تفکیک کنم که حواسم باشه، منفی های درسی در قسمت نمرات هست منفی های انضباطی در قسمت ملاحظات، منفی های انضباطی رو پاک نکنم تا آخر ترم فقط بگم اگه کم باشه نادیده میگیرم تا حواسم باشه اگه به نفر منفی های زیادی داره از نمره مستمرش کم کنم و به ترم ترمش ارفاق تعلق نگیره.

7. سعی کنم هر جلسه از تمام دانش‌آموزان یک سؤال از درس قبل بپرسم و به جای نمره مثبت یا منفی بزارم و در آخر ترم هر 5 مثبت یک نمره 20 میشه، اینطوری هم میشه در یک جلسه از همه پرسید هم حرمت نمره 20 از بین نمیره هم میدونم منفی قسمت نمرات برای درس هست نه انضباطی!

8. انگار به دانش‌آموزان نمره ارفاق کنی، پررو تر و بی ادب تر میشن، عجیبه.

9. چیزی به دانش آموز نگو، اخراج کن و نمرشو کم کن. امسال سر کلاس چند تا دانش‌آموز خیلی اذیت میکردن مثلا پروژکتور رو خاموش میکردن و... فهمیدم کی بود از کلاس انداختمش بیرون و پشت سرش گفتم بی‌شعور گاو! بعد گفتم پشیمونم که به این حیوون توهین کردم این بیشعور کمتر از گاوه، یکی از دانش‌آموزان گفت آقا چرا توهین میکنین، گفتم کسی که احترامی برای کلاس قائل نیست، لیاقتش همینه، گفت نه آقا دوستمه و خیلی قلدربازی درآورد منم گفتم ببین شاخ بازی در نیار، شاخاتو میشکنم، بعدا که کلاس تموم شد گفتم کاش فقط گفته بودم بیشعور و اخراجش کرده بودم.

10. همان اول سال دانش‌آموزان رو گروه بندی کنم و بگم درس چند رو بیاین ارائه و کنفرانس بدین بعد از ارائه هم اون درس رو از همه بپرسم.

11. از این به بعد اگه دانش‌آموزی انداختی بیرون به مدیر بگو یا بگو مدیر بیاد کلاس

12. موقع تدریس کلاس نهم گفتم از این تدریس و مطالب توضیح داده شده میپرسم و مثبت میدم هر مثبت نیم نمره به امتحان کتبی اضافه میشه و هر منفی هم نیم نمره کم میشه، کلاس خیلی خیلی ساکت و فعال شد.

14. احساس میکنم زیاد سختگیر شدم باید سعی کنم زیاد به دانش‌آموزان سخت نگیرم.

15. احساس می‌کنم‌ با دانش آموزان زیاد خوب صحبت نمیکنم، خیلی نگاه بالا به پایین نداشته باشم.

16. تجربه نشون داد اگه جزوه ای که توی کلاس تدریس میشه رو به دانش آموزان بگی که گوش کنید توی کلاس و براتون می‌فرستم دیگه توی کلاس گوش نمیکنن.

17. امسال برای تشویق دانش آموزان بهشون گفتم نمره ترم رو اگه بالا ۱۷ بگیرید مستمرتون رو ۲۰ میدم مه چقدر دردسر داشت، دیگه نباید از این کارا کنم.

18. امروز که رفتم مدرسه، دانش‌آموزان در مورد نمراتشون حالا چه مستمر چه ترم، اعتراض داشتید می‌گفتند که میانگین نمراتمون رو گذاشتین نمره مستمرمون، منم گفتم خب نمره واقعیتون! بوده، اما بعد از یک ساعت صحبت کردن و دیدن اینکه دبیران سایر دروسشون چقدر به اینها ارفاق کردن، به این نتیجه رسیدم که:

۱. از این به بعد حداقل ۳ امتحان بگیرم در هر نوبت و یک نمره پایین رو در نظر نگیرم و از دو مورد باقی مونده میانگین بگیرم بزارم مستمر، با یک یا دو نمره ارفاق.

۲. موقع ثبت نمرات بیام اعلام کنم فلانی نمره مستمر و پایانیت اینه.

۳. در مورد اضافه کردن نمره، از مدیر هر مدرسه یا دبیران مدرسه بپرسم در این مدرسه عرف اضافه کردن نمره چقدر هست تا منم مثل دبیران دیگه باشم.

۴. با دانش‌آموزان هماهنگ کنم که درس دیگه ای امتحان نداشته باشند وقتی میخوام امتحان بگیرم.

19. یکی از دانش‌آموزان چغلی دانش‌آموزان دیگه رو می‌کرد و پیام‌های دانش‌آموزان دیگه رو برام می‌فرستاد، که اصلا خوشم نیومد، به منم این درس رو داد که هیچ کجا غیبت کسی رو نکن حتی توی پیام‌رسان ها.

 

 

Raymond
۰۱ خرداد ۰۴ ، ۱۹:۳۲

چند روز پیش در کانال معلمان کشوری یک پیام از یکی از همکارانی که سال آخر تدریس هست، فرستاده شد.  

"در آخرین سال خدمت در آموزش و پرورش هستم و سنوات خدمتم ۳۳ سال را نشان میدهد. اکنون احساس میکنم هنر تعلیم و تربیت و به ویژه کلاسداری و تدریس در این سال‌های اخیر، کار بسیار سخت و دشواری شده است. 

از این گذشته، چه در متوسطهٔ اول و چه در متوسطهٔ دوم، در مدارس دولتی، برخی دانش‌آموزان با ابتدایی‌ترین آداب و قوانین کلاس درس و آموزش آشنا نیستند؛ اعم از نحوهٔ نشستن روی میز و صندلی، اجازه گرفتن، نحوهٔ سؤال پرسیدن در حین تدریس یا پایان تدریس، حرمت و احترام بزرگترها، نپریدن در حرف دیگران، خوراکی خوردن، دستشویی رفتن، نحوهٔ آزمون دادن و قوانین مربوط به امتحان و ... .  

متأسفانه اخیراً با برخی رفتارها در کلاس درس مواجه هستیم که نام اختلال رفتاری، نام مناسب‌تری برایشان است. سطح بی‌ادبی و بی‌تفاوتی به درس به جاهایی رسیده که برخی دانش‌آموزان هر نوع توهین و دهن‌کجی را به دبیر و مجموعهٔ آموزش می‌کنند.  

هنگام برپا گفتن برای معلم، از جایشان بلند نمی‌شوند، نگاه تمسخرآمیز به همکاران ما دارند. در بعضی مناطق که تمکن مالی بهتری دارند، این نگاه تحقیرآمیز به دبیران ما بیشتر است. دانش‌آموزان از پولی که به مدرسه داده‌اند با افتخار صحبت می‌کنند و خود را مالک کلاس درس و مدرسه می‌دانند و موقع تدریس، آگاهانه و بدون واهمه با کنار دستی خودشان صحبت می‌کنند، خوراکی می‌خورند و این رفتار با کلاس درس و معلم، عامدانه و تقابلی است. می‌گویند: «پولش را داده‌ایم!» و هل‌من‌مبارز می‌طلبند! و دقیقاً می‌دانند که هیچ قانونی از مدرسه و عوامل مدرسه حمایت نمی‌کند و متوجه شده‌اند که مدرسه و معلم کاملاً خلع سلاح هستند. وقتی زنگ هم می‌خورد، انگار زندانیان یک ندامتگاه آزاد شدند! و معلم زیر دست و پا می‌ماند.  

 در یکی از مدارس دخترانه، دانش‌آموزانی که در شاخهٔ نظری تحصیل می‌کنند و علیرغم چند درس تجدیدی، بدون مردودی به سال پایانی رسیده‌اند (چون در آن نزدیکی هنرستانی نیست، در شاخهٔ نظری پذیرفته شده‌اند)، آشکارا می‌گویند که هیچ علاقه‌ای به درس و کلاس و مدرسه ندارند و عینِ ۳۰ نفرشان با صدای بلند، چشم‌در‌چشم مدیر و معلم می‌گویند: «ما نمی‌خواهیم درس بخوانیم! و چون در خانه افسرده می‌شویم، برای فرار از خانه به‌ناچار به مدرسه می‌آییم!» مسئولان مدرسه همهٔ راهکارها را امتحان کرده‌اند و اکنون در فقدان حمایت اداری و قانونی، هیچ راهکاری برای برخورد ندارند. این‌ها عامدانه مانع آموزش هستند و الگوی بدی برای بقیهٔ بچه‌ها هستند و چیزهایی که نمی‌توان گفت... .  

دانش‌آموزان، شمارهٔ تلفن مدرسه را در گوشی پدر و مادرشان بلاک کرده‌اند و مدیر مدرسه بعدها متوجه شده که چرا والدین جواب تماس‌های او را نمی‌دهند!  

دانش‌آموزان متوجه جایگاه ضعیف اجتماعی معلم شده‌اند و هر توهین و بی‌ادبی را در کلاس درس مرتکب می‌شوند. خیالشان هم راحت است، چون در هر شرایطی معلم حق ندارد او را از کلاس اخراج کند. همکار ما دانش‌آموز بسیار گستاخ و بی‌ادب را از کلاس اخراج کرده. والدین مدعی هستند که روحیهٔ بچهٔ آنها جلوی هم‌کلاسی‌ها آسیب دیده، تحقیر شده و دبیر مربوطه باید پاسخگو باشد.  

 دیگر در کلاس درس نمی‌توانیم در مورد ارزش علم و دانش صحبت کنیم. دانش‌آموز گستاخ می‌گوید: «آقا، یکی چیزی می‌گویم، ناراحت نشوید! اگر علم خوب بود، معلم‌ها با پراید به مدرسه نمی‌آمدند! آقا اجازه، دایی من رانندهٔ یک کامیون است؛ یک بار را جابه‌جا می‌کند، در یک روز ۶۰ میلیون درآمدش هست!»  

در آخرین سال خدمتم، معلم را شمعی در باد می‌بینم! موافق تنبیه فیزیکی نیستم، اما معتقدم که دستگاه باید بداند و هشیار باشد. ترکهٔ نازک اناری که از دست مهربان مدرسه حذف شد، ممکن است در آینده منجر به آسیب‌های اجتماعی فراوانی شود.

نکاتی از این پیام که برام جالب بود:

۱_ یک معلم باسابقه و باتجربه وقتی میگه: "به ویژه کلاسداری و تدریس در این سال‌های اخیر، کار بسیار سخت و دشواری شده است" پس مشکل از ما معلم های تازه کار نیست اگه کلاسداری سخته.

۲_ اگه دانش‌آموزان با ابتدایی‌ترین آداب و قوانین کلاس و آموزش و حرمت‌ و احترام‌ بزرگتر ها آشنا نیستند، کلاسداری اون معلم اشکال نداره، این نسل اینطوریه. 

۳_ اکه دانش‌آموزان بی ادبی، بی تفاوتی به درس و توهین به دبیر می‌کنند، تقصیر معلم نیست، این نسل اینطوریه.

۴_ اگه آینده این مملکت داغون شد و هزارتا بلای دیگه سرش اومد تقصیر معلم نیست، سیستم حامی معلم نبوده.

۵_ اگه دیگه علم و دانش دیگه بی اهمیت شد و بهش توهین شد، تقصیر معلم نیست، تقصیر سیستمه که هیچ قدرتی برای مدیر و دبیر قائل نشده.

Raymond
۳۱ فروردين ۰۴ ، ۱۶:۳۹

وقتی در کلاس دوازدهم بودم، به خاطر فعالیت‌های فرهنگی‌ که با دوستانم انجام داده بودیم، از ما تقدیر شد. هر کدوم از ما یک بسته هدیه گرفتیم که شامل یک خودنویس و یک کتاب بود. نام کتاب، خاطرات ژیان ۴۸ بود. این کتاب سال‌ها در قفسه خاک می‌خورد، تا اینکه یک روز که بیکار بودم، چشمم بهش افتاد. کنجکاو شدم، چند صفحه‌ای خوندم. به‌طرز عجیبی غافلگیر شدم!

کتاب، در مورد خاطرات یک معلم از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۸ در شهر ما بود بود. تصمیم گرفتم در ایام عید بخونمش. معلمی پرتلاش و سخت‌کوش که با دلسوزی و پشتکار در کارش پیشرفت کرد، ارتقای شغلی گرفت و به اعتباری درخور در آموزش‌وپرورش رسید.

اما در میان خاطراتش، یک روایت عجیب و تأمل‌برانگیز بود:

در آن دوران، به دلیل کمبود معلم، شرکت ذوب‌آهن منطقه ما تصمیم گرفت از مهندسان خود برای تدریس در مدارس استفاده کند. در این میان، یک خانم مهندس که به زبان انگلیسی مسلط بود و مدتی در آمریکا اقامت داشت، داوطلب تدریس در دبیرستان شد. او با این تصور که شرایط اینجا مانند مدارس نمونه تهران یا حتی آمریکا است، روش‌های تدریس آزادانه‌ای را به کار گرفت. دانش‌آموزان بدون اجازه وارد و خارج می‌شدند و فضایی غیررسمی در کلاس حاکم بود.

تا اینکه یک روز، این معلم جوان، گریان از کلاس بیرون آمد و گفت: «یکی از دانش‌آموزان با زنجیر مرا کتک زده!»

بعد از این اتفاق، به مسئولان مدرسه گفت: «حق با شما بود. با این دانش‌آموزان نمی‌شود با روش‌های جدید کار کرد.»

(قابل توجه همکارانی که قصد دارند آموخته‌های دانشگاه فرهنگیان را عیناً در واقعیت اجرا کنند!)

Raymond
۱۴ فروردين ۰۴ ، ۱۳:۰۷

دیشب همکارم که هم ورودی دانشگاه فرهنگیان بودیم، باهام تماس گرفت که کلاس هامون رو جا به جا کنیم، بعد که داشتیم در مورد اتفاقات و تجربیات این دو سال صحبت می‌کردیم، می‌گفت:

1. "من دانش آموزان بی نظم و بی انضباط رو کتک میزنم در مدرسه دوره اول متوسطه و اینا تا کتک نخورند ساکت نمیشن، می‌گفت 2 و 3 نفر رو میزنم تا بقیه حساب کار دستشون بیاد، می‌گفت یه چیزهایی که توی دانشگاه فرهنگیان بهمون گفتن که با واقعیت خیلی فاصله داره. (از معلم های با سابقه هم پرسیدم میگه یک بار بزن توی مدرسه بپیچه که جدی هستی دیگه تمام)" اما من اصلا خوشم نمیاد کتک بزنم و اصلا این شخصیتو ندارم.

2. می‌گفت :"حتی برای مدیریت کلاست جلوی مدیر وایسا(می‌گفتم مدیر وظیفه اش فراهم کردن وسایل آموزشی و برنامه ریزی برای مدرسه هست و حق دخالت نداره)، اگه دانش‌آموزی خیلی بی انضباطه از کلاس اخراجش کن تا والدینش بیان و مدیر هم ضمانت کرد دیر قبول کن (می‌گفتیه معلم بوده دانش‌آموز رو اخراج کرده کل سال اجازه نداده بیاد توی کلاس!)، چون کلاس توعه و مدیریتش با توعه، هیچ کس حق نداره حتی مدیر توی کلاس تو دخالت کنه، اگه کلاست شلوغه که شلوغه، کسی حق نداره دخالت کنه".

3. می‌گفت:" من به دانش‌آموزان بی انضباط میگم حیوون یا گاهی میگم گوسفند ساکت و اصلا آدم حسابشون نمی‌کنم و اینکه اصلا حسابشون نکنی و فکر کنی گاون خیلی براشون سخته، وقتی کسی احترام کلاس رو نگه نمیداره و به معلم بی احترامی میکنه این لیاقتشه". 

راستش اینطوری صحبت کردن بیشتر خودم اذیت میشم و عذاب وجدان میگیرم.

نمی‌دونم بعضی اوقات فکر می‌کنم که باید راه این همکاران موفق در مورد مدیریت کلاس رو پیش بگیرم!

احساس می‌کنم‌ دانش‌آموزان اینطورین:

دستی که نون میده رو گاز میزنن، دستی که تو سری میزنه رو بوس میکنن. 

Raymond
۱۵ بهمن ۰۳ ، ۱۶:۳۳

از همون سال اول تدریسم، همکاران باتجربه یه توصیه مهم بهم کردن:
"در کنار معلمی، حتماً یه کسب‌وکار دیگه هم راه بنداز!"
چون واقعیت اینه که حقوق معلمی به‌تنهایی کفاف یه زندگی راحت رو نمی‌ده و آینده مالی آدم با حقوق ثابت خیلی قابل‌پیش‌بینی نیست.

من هم به این نتیجه رسیدم که برای داشتن یه آینده مالی بهتر، باید روی یه شغل دوم یا کسب‌وکار شخصی کار کنم. اما در عین حال، نمی‌خوام کیفیت کارم به‌عنوان معلم پایین بیاد. به همین خاطر، تصمیم گرفتم تدریسم رو هوشمندتر و مدیریت وقتم رو بهتر کنم تا بتونم هر دو مسیر رو با هم پیش ببرم.

در موردش فکر کردم و چند راهکار که برای این هدف در نظر گرفتم:

1. استفاده از منابع آماده برای طراحی سؤالات امتحانی

به‌جای اینکه هر بار سؤالات امتحانی رو از صفر طراحی کنم، سعی می‌کنم از بانک‌های سؤالات استاندارد، منابع آماده یا حتی سؤالات همکارانم استفاده کنم. این کار باعث می‌شه وقت بیشتری برای برنامه‌ریزی کارهای دیگه داشته باشم و کیفیت سؤالات هم حفظ بشه.

2. دانش‌آموز محور کردن کلاس یا روش تدریس یادگیری معکوس

به‌جای اینکه همه بار آموزش روی دوش من باشه، سعی می‌کنم دانش‌آموزان رو در روند یادگیری درگیر کنم. مثلاً:

  • به دانش‌آموزان فرصت می‌دم که مطالب رو ارائه بدن یا کنفرانس‌های کوتاه برگزار کنن.
  • بعضی از مباحث رو از زبان خودشون می‌شنوم و بعد در نقش راهنما وارد می‌شم و جمع‌بندی و توضیحات نهایی رو ارائه می‌دم.

این روش هم باعث می‌شه دانش‌آموزان فعال‌تر باشن و هم من انرژی بیشتری برای تمرکز روی بخش‌های مهم تدریس داشته باشم.

3. سپردن تصحیح برگه‌های تمرینی به دانش‌آموزان ممتاز

یکی دیگه از روش‌هایی که قصد دارم اجرا کنم، اینه که تصحیح برگه‌های تمرینی و روزمره رو به دانش‌آموزان برتر کلاس بسپارم.
البته من خودم شخصاً تصحیح سؤالات آزمون‌های اصلی و ترم رو انجام می‌دم، اما این روش در تمرین‌های روزانه باعث می‌شه حس مسئولیت‌پذیری در دانش‌آموزان تقویت بشه و هم‌زمان من وقت بیشتری برای تمرکز روی کارهای دیگه داشته باشم.

4. استفاده از محتوای آموزشی آماده به‌جای تولید محتوا

یکی از تغییرات مهمی که تصمیم گرفتم اجرا کنم اینه که دیگه خودم پاورپوینت یا محتوای آموزشی جدید تولید نکنم.
به‌جای اون، از محتواهای آماده و استاندارد که قبلاً توسط معلمان دیگه یا مؤسسات آموزشی تولید شده استفاده می‌کنم. این کار باعث می‌شه:

  • وقت کمتری برای آماده‌سازی تدریس صرف کنم.
  • روی ارائه بهتر درس تمرکز کنم به‌جای تولید محتوا.
  • مطمئن باشم که از منابع به‌روز و دقیق استفاده می‌کنم.

استفاده از منابع آماده نه‌تنها وقت من رو آزادتر می‌کنه، بلکه باعث می‌شه تدریسم هم استانداردتر و منظم‌تر باشه.

در نهایت، این تغییرات به من کمک می‌کنه که هم معلمی اثرگذار و باکیفیت باشم و هم وقت آزاد برای ساختن یه آینده مالی بهتر داشته باشم. این فقط یه تغییر هوشمندانه‌س، نه کم‌کاری! 😉 هر معلمی باید به فکر آینده خودش باشه، چون ما نمی‌دونیم زندگی در سال‌های بعد چطوری پیش می‌ره و همیشه بهتره برای داشتن یه زندگی پایدارتر، روی چند منبع درآمد کار کنیم.

 

Raymond
۲۱ دی ۰۳ ، ۱۶:۵۶